تبليغاتX
خــ‌‌‌‌‌ــــــــ‌‌ـط اول
 

۱- حتي در اين شرايط هم مي شود مُسكن هايي براي اميدوار بودن پيدا كرد. خيلي هم پيچيده نيست. هر كس خودش مي داند. مثل معتادها كه هميشه مي دانند كجا بايد دنبال جنسشان بگردند. ديروز جلوي تئاتر شهر پدايش كردم. يك تئاتر خياباني كه اسمش همين بود " از اول تا آخر، جنگ "

۲- حالا همين را داشته باشيد ...

+ نوشته شده در بیست و ششم آذر 1386ساعت 9 قبل از ظهر توسط محسن |

جشن شب چله چلچراغ امسال برگزار می شود.

+ نوشته شده در بیست و سوم آذر 1386ساعت 5 قبل از ظهر توسط محسن |

اين را فـروغ نوشته. ديدم حكايت خستگي اين روزهايم چيزيست شبيه همين..

"خوشا به‌حال کسی که سرگردان است و نمی‌داند دنبال چه می‌گردد،

 آرمانش را نمی‌شناسد، مختصاتی از آن در ذهن ندارد،

می‌گذارد تا دنیا شگفت‌زده اش کند، هربار شگفت‌زده تر از بار قبل،

وقتی می‌دانی چه می‌خواهی، زندگی سخت می‌شود."

+ نوشته شده در پنجم آذر 1386ساعت 0 قبل از ظهر توسط محسن |