تبليغاتX
خــ‌‌‌‌‌ــــــــ‌‌ـط اول
من فكر مي كنم همه آدم ها حق دارند يك وقت هايي توي زندگيشان بدجنس باشند. در مورد همه چيز و همه كس. بدجنسي را تجربه كنند حتي اگر بهشان سخت بگذرد. حتي اگر مرامشان اين نباشد. بهترين راه است براي تحمل بدجنسي اطرافيان. بهترين راه است براي تحمل رفتارهايي كه انتظارش را نداري. حداقل مي فهمي براي بدجنس بودن كار زيادي نبايد بكني.
+ نوشته شده در بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 7 بعد از ظهر توسط محسن |

پاواراتي درگذشت

به حول و حوش جواني كه مي‌رسي، كم‌كم احساس مي‌كني از آهنگي كه مي‌شنوي چيزي بيش از يك ملودي جذاب و تصوير دوست داشتني مي‌خواهي. لا اقل براي من كه اينطور بوده. مي‌گردي دنبال ترانه‌ها و فلسفه فلان سبك و مانيفست فلان گروه. اما وسط اين گيرودار بعضي‌ها مي‌مانند كه حتي اگر نداني چه مي‌خوانند و براي چه مي‌خوانند، باز هم نمي‌تواني فراموششان كني. براي خيلي‌ها پاواراتي يكي از همين آدم‌هاست.

لوچانو پاواراتي در ۱۲ اكتبر ۱۹۳۵ در خانواده يك نانوا ساكن مودناي ايتاليا متولد شد. دلش مي‌خواست فوتباليست حرفه‌اي شود اما به اصرار خانواده‌اش به سراغ معلمي رفت. يكي دو سال بيشتر دوام نياورد و بالاخره به رغم مخالفت پدرش (كه احتمالا نمي‌دانست پسرش قرار است يكي معروف‌ترين خوانندگان اپرا شود) به فراگیری آواز پرداخت.

شايد خاطره انگيزترين اثر پاواراتي، آواز "نگذاريد كسي به خواب رود" بود. تك آوازي از اپراي تورنادو كه بعدها به عنوان آرم جام جهاني فوتبال ۱۹۹۰ ايتاليا انتخاب شد.

پاواراتي خدمات بشر دوستانه بسياري انجام داد و كنسرت‌هاي متعددي به نفع يونيسف و ديگر سازمان‌هاي خيريه برگزار كرد. از پاواراتي به عنوان يكي از مشهور ترين خوانندگان اپرا در قرن بيستم ياد مي‌شود.

 

+ نوشته شده در شانزدهم شهریور 1386ساعت 7 قبل از ظهر توسط محسن |

 

ما يك چندين روزي رفتيم مشهد. ...

مشهد مي‌بايست خيلي بهتر از اينها مي‌بود. بعيد مي‌دانم هيچ كجاي ايران به اندازه مشهد آمد و شد داشته باشد. آماري خواندم كه در بعضي روزهاي سال، شمار مسافراني كه مي‌آيند اينجا از مرز ۴ميليون هم مي‌گذرد. قاعدتا هيچ مسافري بدون پول نمي‌آيد. با اين حساب گردش مالي عجيب و غريبي در اين شهر جريان دارد. دست كشيدن به سر و وضع اين چنين جايي نبايد كار سختي باشد. البته با احتساب مديريت ايراني احتمالا كاريست بس دشوار اما همين مديران ايراني اگر اندكي فكر كنند خواهند يافت كه نوسعه توريستی مشهد به جيب خودشان كمك خواد كرد.

 ادامه دارد...

+ نوشته شده در یازدهم شهریور 1386ساعت 2 قبل از ظهر توسط محسن |